loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی


✍️دکتر علی شریعتی از پروتستانیسم اسلامی بعنوان افضل الجهاد یاد کرده و طلحه را بعنوان مصداقِ بارز یک شهید زنده و سخنِ ابوبکر را نیز معیاری صحیح ، برای دست یافتن به مدینه فاضله ی خویش می پندارد . 😳

ما در این مقاله ابتدا به طور مجزا به نقد و بررسی ، دو فراز مزبور از دست نوشته ی شریعتی پرداخته و سپس بطور اجمال اندیشه پروتستانیسم اسلامی ، مارکسیسم اسلامی ، سنکرتیک ( التقاط ) را در پارادایم فکری نامبرده مورد تحلیل انتقادی قرار می دهیم .

🔴شریعتی در کتاب نامه ها ( ص 107 ) خطاب به شخصی به نام ( علی اصغر سید جوادی ) می گوید :

(( چنین شخصی چه بمیرد و چه زنده بماند ، شهید است . من امروز معنای شگفت و شکوهمند این توصیفِ پیامبر را از یک صحابی اش ، دانستم که گفت : هر کس دوست دارد در چهره ی شهیدی زنده که در خاک گام برمی دارد بنگرد ، در چهره ی او بنگرد ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- صحابی مورد نظر دکتر شریعتی که به دلایلی از اشاره صریح به نام او طفره رفته ، کسی نیست جز 👈 ( طلحه ) 👉 ، و در اغلبِ کتبِ حدیث یا تاریخِ اهلِ سنت ، حدیث جعلی مورد استناد شریعتی را درباره طلحه از دروغ به پیامبر (ص) نسبت داده اند :

بعنوان نمونه :

الف ) ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق ( ج 25 ص 86 ) حدیث مزبور را اینگونه نقل کرده :

قال رسول الله : ( من أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى شَهِيْدٍ يَمْشِي عَلَى وجه الارض فَلْيَنْظُرْ إِلَى طَلْحَةَ بنِ عُبَيْدِ اللهِ )

یعنی پیامبر (ص) فرمود : هر کس می خواهد شهید ( زنده ای ) که بر روی زمین راه می رود را مشاهده کند ، به چهره ی طلحه بنگرد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) در کتاب سیره ابن هشام ( ج 2 ص 455 ) حدیث مذکور را اینگونه نقل کرده :

پیامبر اکرم (ص) فرمود : هر کس دوست دارد در چهره شهیدی درنگرد که روی زمین راه می رود ، باید به طلحة بن عبدالله بنگرد .

✔️حدیث مزبور را ابن اثیر جزری در کتاب اسد الغابة ( ج 3 ص 86 ) و سیوطی نیز در کتاب الخصائص الکبری ( ج 2 ص 211 ) نقل کرده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2 - این در حالی است که امیرالمومنین (ع) ، طلحه را فریب خورده شیطان ، اهل دوزخ ، پیمان شکن ،اولین بانی و برپاکننده فتنه ی جنگِ جمل در بین امت اسلام ، معرفی نموده است .

الف )  در خطبه سی و یکم نهج البلاغه آمده ، امیرالمومنین (ع) قبل از شروعِ جنگِ جَمَل ، وقتی عبدالله بن عباس را برای مذاکره و پیشگیری از وقوع جنگ به نزد زبیر فرستاد ، فرمود :

( لاتَلْقَیَنَّ طَلْحَةَ، فَاِنَّکَ اِنْ تَلْقَهُ تَجِدْهُ کَالثَّوْرِ عاقِصاً قَرْنَهُ، یَرْکَبُ الصَّعْبَ وَ یَقُولُ هُوَ الذَّلُولُ. )

یعنی : با طلحه مذاکره مکن ، که اگر ملاقاتش کنى ، وى را همچون گاوى خواهى‏ یافت که شاخ هایش اطراف گوشهایش پیچ خورده باشد ، او بر مرکب سرکشِ هوا و هوس ‏سوار گردیده ( تشبیه طلحه به گاوى که شاخش پیچ خورده است ، اشاره به طغیان و سرکشى او است ، یا عبارت دیگرى از جمله اخیر است که او به خاطر هواپرستى ، گوش شنوا در برابر حق ندارد . )

ب )  همچنین علامه طبرسی (ره) در کتاب الاحتجاج ( ج 2 ص 381-382) از امیرالمومنین (ع) درباره طلحه نقل کرده :

الشيطان دخل في منخريك فأوردك النار )

یعنی : ( شیطان بر تو مسلط شده 👽و تو را به دوزخ سرنگون ساخته است 🔥)

همچنین در ادامه از علی (ع) روایت نموده که ایشان پس از پایان جنگ جمل ، وقتی جسد طلحه را مشاهده نمود ، فرمود :

( هذا ناكث بيعتي، والمنشئ للفتنة في الأمة والمجلب علي الداعي إلى قتلي وقتل عترتي ... )

یعنی : این همان کسى است که بیعتِ مرا شکست و آتشِ فتنه را در امّت اسلامى روشن ساخت و مردم را براى کشتنِ من و خاندانم دعوت کرد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑با توضیحات فوق مشخص گردید که با کمال شگفتی ، شخصی مانند دکتر شریعتی که خود را احیاگر تشیع علوی می داند ، خبیث ترین شخصیت تاریخ که کمر به براندازی خلافت علی (ع) و نابودی مکتب تشیع داشته و تا بدین حد از نظر امیرالمومنین (ع) ، فردی منفور و گمراه تلقی می گردد را بعنوان شهید زنده و نمادی برای پروتستانیسم اسلامی مطرح می نماید و تأسف بارتر از آن ، اعتماد نامبرده به منابع نامعتبر تاریخی و عدم برخورداری وی از قدرت تحلیل و تفکیک سَره از ناسره می باشد .


🔴شریعتی در فراز دوم از نامه خود در همان کتاب نامه ها ( ص 107 ) می گوید :

(( راست گفت ابوبگر ، تا وقتی که در میانِ این امت کسانی باشند که خلیفه را هنگامی که کج می رود با شمشیرِ خویش راستش کنند ، امتِ محمد به ذلت و ضلات نخواهد افتاد ، نخواهد مُرد ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 اولاً سخنِ فوق از ابوبکر نیست ، بلکه مربوط به اوائل خلافت عمر بن خطاب می باشد . ثانیاً جمله ی ( اگر خلیفه کج رفت با شمشیر راستش می کنیم ) نیز از یکنفر اعرابی است که این سخن را در پاسخ به عمر بیان نموده که جریانِ ماوقع  به شرح ذیل می باشد :

در تفسیر القرآن الحکیم معروف به المنار ( ج 11 ص 266 ) مطلب را اینگونه نقل کرده :

( وَقَالَ الْخَلِيفَةُ الثَّانِي عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ - رَضِيَ اللهُ عَنْهُ - مَنْ رَأَى مِنْكُمْ فِيَّ عِوَجًا فَلْيُقَوِّمْهُ فَقَالَ لَهُ أَعْرَابِيٌّ : لَوْ رَأَيْنَا فِيكَ عِوَجًا لَقَوَّمْنَاهُ بِسُيُوفِنَا. فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي الْمُسْلِمِينَ مَنْ يُقَوِّمُ عِوَجَ عُمَرَ بِسَيْفِهِ )

یعنی : عمر در سخنرانی خود خطاب به مردم گفت : اگر کسی در من کجی دید ، باید آن را راست کند . یک نفر اعرابی که در آنجا حضور داشت در پاسخ به او گفت : اگر در تو کجی پدیدار شود با شمشیرهای خود راستش می کنیم ، عمر نیز با شنیدن این سخن ، خداوند را شُکر کرد که در امت کسی هست که با شمشیر ، کجروی های او را راست می کند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️موضوع فوق در اغلب منابع اهل سنت مانند : تاریخ طبری ، طبقات الکبری و نیز شرح نهج البلاغ ابن ابی الحدید نقل گردیده و علیرغم اینکه یکی از قضایای مشهور تاریخ محسوب می گردد اما با کمال تعجب مشاهده می گردد که این قضیه را دکتر شریعتی به ابوبکر نسبت داده است . 😳

🛑دکتر شریعتی موضوع فوق را بعنوان یک رویداد مثبت و ایده آل مطرح نموده و آن را نشانه ی بالندگی یک جامعه می داند که در بین آحاد آن ، روحیه ی پروتستانیسم آنچنان سرشار از غلیان است که اگر کوچکترین کج روی از حاکم وقت مشاهده شود ، مردم آزاداندیش بلافاصله آن کج رفتاری ها را با شمشیرهای خویش ، راست می نمایند . در صورتیکه قضیه درست برعکس آن چیزی است که شریعتی با آب و تاب  آن را برای تهییج احساسات مخاطبان خویش ، تبیین می کند .

توضیح اینکه :

1- اینکه عمر می گوید : ( اگر در من کج روی دیدید ، آن را راست کنید . ) ، در حقیقت یک نوع ژستِ پوپولیستی و حرکتی دماگوژی و عوام فریبی زیرکانه می باشد . بهترین شاهد بر این مدعا ، عدم پایبندی عمر به این سخنی است که در اوائل خلافت بر زبان رانده ، زیرا به گواه تاریخ نامبرده آنقدر تند خو و بد رفتار بود که هیچ کس جرأتِ مطرح نمودن یک سئوال ساده را نیز از او نداشت تا چه رسد به اینکه بخواهد کج روی های او را نقد کند ( دست به قبضه ی شمشیر بردن ، پیش کش )

2 - آن مرد اعرابی که جمله مزبور را در پاسخ به عمر به زبان آورد نیز نه تنها نمادِ یک انسان آزاداندیش و پروتستانیسم مآب نیست بلکه مظهر یک انسان احمق و بی بصیرتی است که حماقت ها و بی وفایی های امثال او آن چنان قلب امیرالمومنین (ع) را آزرد که در طول 25 سال ، مظلومانه و غریبانه در چاه می گریست .

✔️معلوم نیست که آن اعرابی نادان ، منتظر مشاهده کدام کج رفتاری از عمر بن خطاب است تا دست به قبضه شمشیر ببرد ⁉️

👈 حال آنکه بزرگترین کج روی و ظلم نسبت به علی (ع) در جهتِ غصبِ خلافت و نسبت به حضرت زهرای مرضیه (س) در ارتباط با حمله ی به خانه ایشان و همچنین غصب فدک ، از سوی همین عمر و رفیقش ( ابوبکر ) در پیش چشمان همین مردمانِ بی بصیرت و نادان ، واقع گردیده . 🔥🚪

3 - اینکه عمر با شنیدنِ سخن آن اعرابی ، خدا را شکر می کند ، بخاطر آن است که می داند مادامی که سر و کارش با چنین مردمانی نادان است هرگز برای استثمار آنها نیاز به شمشیر ندارد بلکه بدین منظور ، همان چوب دستی معروف او موسوم به (درّه ) ، به تنهایی کافی است .

4 - در اینجا فقط به ذکر چند نمونه از مستندات تاریخ اهل سنت در رابطه با چوب دستی خلیفه دوم ( عمر بن خطاب ) را ذیلا خاطر نشان می نمائیم :

الف ) ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ( ج 1 ص 181 ) می گوید :

( أول من ضرب عمر بالدرة أم فروة بنت أبي قحافة  ) ( كان يقال درة عمر أهيب من سيف الحجاج )

یعنی : اولین کسی را که عمر با چوب دستی اش ، کتک زد ، امّ فروه دختر ابوبکر بود .... عمر چوب دستی داشت که گفته می شد از شمشیرِ حجّاج نیز ترسناکتر است . 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ب ) شیخ محمد الخضیری در کتاب محاضرات تاریخ الامم الاسلامیه ( ج 1 ص 322) می گوید :

( لعل درتّه لم‌ یسلم من خفقتها الاّ القلائل من کبار الصحابه ، و کانت الدرّهّ فی یده علی الدوام انّی سار، و کان الناس یهابونها اکثر ممّا تخیفهم السیوف)

 یعنی : کمتر کسی است که از ضربه‌ ی چوب دستی و شلاق عمر درامان مانده باشد مگر افراد کمی از بزرگان صحابه ، و این چوب دستی ( تازیانه ) همیشه و هر کجا می‌رفت در دستش بود ، و مردم از این چوب دستی ، بیشتر از شمشیرهای بُرّان می‌ترسیدند . 🏌️‍♀️😳🗡

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ( ج 44 ص 315 ) می گوید :

عمر می گفت : ( اصبحت اضرب الناس لیس فوقی احد الاّ ربّ العالمین )

یعنی : صبح کردم در حالی که مردم را می‌زنم و کسی مافوق من نیست مگر پروردگار عالمیان .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ از اسلام شناسی مارکسیستی دکتر شریعتی که تنها دست مایه ی آن تکیه بر منابع نامعتبر تاریخ است چندان دور از انتظار نیست که حقایقی بدین روشنی را نادیده انگاشته و از آن بدتر اینکه ، به مخاطب القاء می کند که تنها راهِ نجاتِ امتِ محمد (ص) از ذلت و ضلالت ، نهادینه شدنِ همان طرز فکرِ ( راست نمودن کج روی ها با شمشیر ) است .

👈گویا از نظر ایشان امر به معروف و نهی از منکر تنها یک مرحله دارد و آنهم مشابه پارادایم فکری خوارج ، فقط دست به قبضه شمشیر بردن است . 🗡 😳

🛑شریعتی برای تکمیل پروژه پروتستانیسم اسلامی خود ، با الهام از مسیحیت ، تِزِ خود کِشیشی را مطرح نموده و در این راستا به علمای اسلام گستاخانه می تازد ، او در کتاب با مخاطب های آشنا ( ص 14 ) می گوید :

( من گاندی آتش پرست را بیشتر لایق شیعه بودن می‌دانم تا آیت‌الله بهبهانی و بدتر از او ، علامه مجلسی را ، مجلسی سنی است و امام احمد حنبل از او شیعی تر است ... ) 😳😔

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑دکتر شریعتی با الگو گرفتن از پروتستانیسم مارتین لوتر ، پروژه پروتستانیسم اسلامی خود را مطرح می کند . حال آنکه مارتین لوتر اولاً خودش یک کشیش آگاه به مبانی مسیحیت بود و ثانیاً رویکرد اصلاحی و اعتراض او به تحریفاتی بود که توسط کلیسا رواج یافته بود ، اما اسلام و خصوصا مکتب تشیع ، هرگز دچار چنین تحریف و انحطاطی نبوده تا بخواهد با پروتستانیسم ، اصلاح شود .

✔️شریعتی حتی از بدیهی ترین مبانی تشیع نیز بی خبر است تا آنجا که در کتاب اسلام شناسی خود ( ص 462 چاپ طوس مشهد ) ، ابوطالب ، عبدالمطلب ( علیهما السلام ) و پدر ابراهیم (ع) را مشرک می داند . حال آنکه یکی از مسلمات مکتب تشیع ، اعتقاد به موحد بودن آباء و اجداد انبیاء و خصوصاً اجداد بزرگوار پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) می باشد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ اگر دکتر شریعتی قبل از هرگونه برگزاری کلاس اسلام شناسی و پیش از کلید زدن پروژه پروتستانیسم اسلامی خود ، مبانی اسلام و تشیع را از منابع معتبر و نزد علمای دین فرا می گرفت ، هرگز اینگونه دچار لغزش های فکری نمی گردید .

🛑نتیجه :

اسلام شناسی دکتر شریعتی صرفاً برگرفته از برداشتی سطحی و آنهم از منابع نامعتبر اهل سنت می باشد ، او با تاثیر پذیری از افکار مارکسیسم و از سوی دیگر افکار مارتین لوتر و رویکردی التقاطی از همه این گزاره ها ، تصمیم به انقلابِ پرتستانیسم برای اصلاحِ اسلام و تشیّعی می گیرد که تنها ساخته و پرداخته ذهنیت های غلط و اشتباه او بوده و هرگز با حقایقِ اسلام و مکتبِ تشیع  ، منطبق نیست .

stickerدروس نقد جریان روشنفکری در ایران ، سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker

🛑برای مشاهده مقاله دیگر نگارنده در نقد افکار دکتر شریعتی ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 


امضاي حکيم

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط یونس در تاریخ 1403/02/02 و 21:19 دقیقه ارسال شده است

سلام
مطالبتون واقعا مفید هست خدا اجرتون بدهد


کد امنیتی رفرش
درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 292
  • کل نظرات : 96
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 38
  • آی پی امروز : 413
  • آی پی دیروز : 399
  • بازدید امروز : 1,611
  • باردید دیروز : 2,530
  • گوگل امروز : 213
  • گوگل دیروز : 160
  • بازدید هفته : 1,611
  • بازدید ماه : 40,566
  • بازدید سال : 346,815
  • بازدید کلی : 2,328,564